محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
441
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
ادرك بخيلك خيل الله اندلسا * ان السبيل الى منجاتها درسا و اين يكى از غرر قصايدى است كه ايام محنت را در اندلس مجسم مىسازد . چون پس از اندكى بلنسيه به دست مسيحيان افتاد ، ابن الابار با زن و فرزند به تونس رفت و چندى در آنجا در كنف حمايت امير آن المستنصر بالله بزيست و آن امير بعدا بر او خشم گرفت و سپس به تحريض مخالفانش فرمان قتلش را داد و كتابهايش را در همان مكان قتلش بسوخت . اين واقعه در سال 659 ها / 1260 م اتفاق افتاد . از ابن الابار اشعار نيكو برجاى مانده است . از جمله در غزل گويد : ما تدر ما خلدت عيناك فى خلدى * من الغرام و لا ما كابدت كبدى افديك من رائد رام الدنو فلم * يسطعه من فرق فى القلب متقد و در وصف رود گفته است : و نهر كما ذابت سبائك فضة * حكى بمجّانيه انعطاف الاراقم اذا الشفق استولى عليه احمراره * تراءى قضيبا مثل دامى الصوارم ابن الابار را در ادب و تاريخ آثارى است . از آثار اوست « تكملة كتاب الصلهء » ابن بشكوال و در آن شرح حال شمارى از علما و شعراى اندلس را آورده است . و نيز از اوست كتاب « الحلة السيراء » در شرح حال شمارى از اعيان اندلس از امراء و وزراء و كتاب و شعراء . اين كتاب نسبت به ديگر كتب كه در اين زمينه در آن عصر نوشته شده كتاب معتبرى است . « 7 » ديگر از آثار او كتاب « تحفة القادم » است حاوى برگزيدهاى از نظم شعراى اندلس
--> ( 7 ) . كتاب « التكملة » را در دو جلد المكتبة الاندلسيه چاپ كرده است . و كتاب « الحلة السيراء » به اهتمام خاورشناس دوزى در سال 1851 در ليدن به چاپ رسيده است . ولى بعضى شرح حالها را ندارد . نسخهاى كامل از اين كتاب در كتابخانهء اسكوريال ( شمارهء 1654 الغزيرى ) موجود است .